ناصر الدين شاه قاجار
13
سفرنامه عراق عجم ( فارسى )
كرده بودند كه مالها را آب بدهند تماشائى داشت بعد آمديم توى باغ باغ بزرگى است درخت انار زيادى دارد كه تازه گل كرده بود جناب امين السّلطان هم بحضور آمد مجد الدّوله و اكبر خان نايب ناظر عصر كه ما به منزل ميآمديم رفتند بصحرا براى شكار آهو چيزى پيدا نكرده برگشته بودند يك بزمجهء بزرگى بهادر نوكر اكبر خان گرفته بود خيلى چيز غريبى بود يك طيهوى بزرگ را درست مىبلعيد روز پنجشنبه بيست و دويّم امروز بايد بمنظريّه برويم صبح كه از خواب برخاستم هوا گرم و گرد و خاك و طوفان غريبى بود سوار شده رانديم عزيز السّلطان هم در ركاب ما بود مهندس و مأمورين كمپانى و عملجاتى كه مشغول ساختن راه شوسه هستند تك تك در اين راه ديده ميشدند كه مشغول كار بودند رسيديم بكوشك نصرت جاى خوب باصفائى است و منظر خوشى دارد از ابنيهء كه جناب امين السّلطان در آنجا ساخته درياچهء بزرگى است كه آب زيادى داشت چهارصد قدم پائينتر از كوشك نصرت باز جناب امين السّلطان قلعه و باغى احداث كرده است كه آب كوشك نصرت به آنجا رفته مشروب مىشود آبادى خوبى است چند خانوار رعيّت هم در آنجا نشانده است چون صبح بود نميشد در اينجا نهار خورد گردشى كرده سوار شده رانديم هوا خيلى گرم بود و اگر گاهى ابر نميشد خيلى بر مردم بد ميگذشت راه زيادى كه رانديم از وسط جادّه قدرى